جمال رضايى

631

بيرجندنامه ( فارسى )

هركس شب وارد اطاقى شود كه در آن چراغى روشن باشد پس از سلام بايد بگويد " چراغ روشن " . 9 - چشم « 1 » : كسى كه چشمهاى ازرق‌رنگ دارد " شورچشم " ( چشو ) است . زن باردارى كه چشمش به مرده بيفتد نوزادش " شورچشم " مىشود . بچّه‌اى كه مدفوعش را بخورد " شورچشم " مىشود . كسى كه چشمهاى ريز داشته باشد موذى است . كسى كه چشمهاى " كاج " ( لوچ ) دارد اگر به دقّت به كسى بنگرد شگون ندارد . زخم چشم از زخم شمشير كارىتر است . اگر پلك چشم راست كسى بپرد خوشحالى به او روى مىآورد و اگر پلك چشم چپ بپرد غم ، و بايد پركاهى روى پلك بگذارد كه ديگر نپرد . 10 - خارش كف دست و پا : اگر كف دست چپ كسى بخارد آسيبى به او خواهد رسيد و اگر كف دست راستش بخارد چيزى و هديّه‌اى برايش خواهند آورد . اگر كف پاى چپ كسى بخارد مسافرى برايش مىرسد و اگر كف پاى راستش بخارد خبر خوشى به او خواهد رسيد . 11 - خال : " خال " در هر اندامى و جايى از بدن باشد نشان از چيزى است : خال پا نشان رفتن به كربلا ، خال دست نشان رفتن به مشهد مقدّس ، خال صورت نشان آبرو و خال سينه نشان رفتن به مدينه است : هر ك خال ور دس ( ت ) داره / harke xal var das dare / ( هركه خال بر دست دارد ) نشانى مشد مقدّس داره / nesoni masade moqaddas dare / ( نشانى مشهد مقدس دارد )

--> ( 1 ) . نك : شماره 4 . " چشم‌زخم " . فصل يك . همين جستار . صص 613 - 608 .